![]() |
![]() |
|
| نوشته هاي يك روزنامه نگار |
|
این شبها که خرد و خراب و خسته می رسم خانه " دا" را باز می کنم و می روم در دل آتش و خون و حادثه. دیشب همسرم رفت و آمد که : دل بکن - بیا بخواب صبح بیدار نمی شی.
شبها که خرد و خراب و خسته می رسم خانه آب می شوم از شرمندگی روزهای بی دردسر و آرامی که داریم و یادم می افتد این روزها مدیون آشفتگی خونینی است که روزهایی در این سرزمین بر سر گروهی آوار شده است. کاش این کتاب را نویسنده های کاکل پشت سر بسته ی مکش مرگ مایی که لطف کرده اند و روایت شکنی کرده اند بخوانند -آنهایی که ... ولش کن ... دا را بخوانید ... هر ایرانی یی لازم است دا را بخواند...سلام بر خرمشهر! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 22 آبان1387ساعت 7:57 قبل از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|