![]() |
![]() |
|
| نوشته هاي يك روزنامه نگار |
|
يك وبلاگنويس معتقد است، اگر محدودهي تعريف و هويت رسانهيي، مدار «پيام» باشد، وبلاگ يك رسانه است كه خود را وارد حوزهي ارتباطات رسانهيي و تحليلها كرده است. آرش شفاعي، وبلاگ نويس و روزنامهنگار در گفتوگو با خبرنگار سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: «از جهاتي ديگر، وبلاگ با رسانههاي دورهي مدرن تفاوت دارد. وبلاگ رسانهاي است كه پس از پشت سر گذاشتن تكنولوژي دوران مدرن وارد ميشود و شايد رسانهي اين دوران باشد.» وي گفت: «فرد در وبلاگ در جستجوي مخاطب و انتقال پيام است. اين پيام ميتواند شامل احساسات، عواطف، افكار، برداشتهاي مختلف فكري، شخصي، يادداشتنگارهاي روزانه، عكس، ديدگاه و ... باشد كه فرد ميخواهد آن را به مخاطب خود القا كند. همچنين در وبلاگهاي شخصي و تك گويي، نيز چون نويسنده به انتشار مكنونات شخصي خود در فضاي وب ميپردازد، در ناخودآگاه خود به دنبال مخاطب است. بنابراين اين مخاطب جويي و انتقال پيام با مخاطبي كه شايد هيچ گاه شناخته نشود، يك كار رسانهاي است.» شفاعي با تاكيد بر لزوم توجه به تفاوتهاي رسانههاي جامعه اطلاعاتي و عصر سايبر با ساير رسانهها، گفت: «در وبلاگ، رسانه به جاي آن كه منتقل كنندهي پيام يك جمع، تشكيلات، سازمان و گروه براي مخاطب بيشتر و عامتر باشد، به رسانندهي پيام يك تفكر، شخص، انديشه و احساس يك فرد به مخاطبان عامتر تبديل شده است. در نتيجه پيام شخصيتر و درونيتر و از حالت جمعي خود خارج و به دنبال جذب حداكثر مخاطب خود ميشود.» وي با اشاره به تفاوت جنس پيام، گيرنده و فرستندهي پيام يك وبلاگ با ساير رسانهها، اظهار داشت: «در وبلاگ، فرستندهي پيام ممكن است يك پيامرسان حرفهيي نباشد. در حالي كه در رسانهي پيش و غير از وبلاگ، يك جمع حرفهيي به انتقال پيام ميپردازند، در حالي كه آنها ابزار پيام رساني، ابزار دخالت در ذهنيت مخاطب، ابزار شكل دهي سليقه و ذوق فكري مخاطب را ميدانند، ولي در وبلاگ همه چيز شخصي است.» وي افزود: «گاهي فرستندهي پيام در رسانههاي سنتي، با تمام پيامي كه مطرح ميكنند، موافق نيست و ممكن است اعتقاد شخصي او چيز ديگري باشد، ولي در وبلاگ فرد است و عقايد و احساسات و درونيات خود او.» اين بلاگر با اشاره به تفاوت پيام وبلاگ با ساير رسانهها، تصريح كرد: «بسياري از پيامهايي كه به دليل ملاحظاتي، در رسانههاي عمومي قابليت طرح ندارند، در وبلاگ به صورت شخصي و عريان بيان ميشوند، خواه پيام ارزشمند و قابل طرحي نباشد.» وي همچنين به تفاوت مخاطب وبلاگ و ساير رسانهها اشاره كرد و افزود: «مخاطبان وبلاگ، جامعه شناسي خاص خود را دارند، آنها بايد سواد حداقلي را نسبت به فضاي اينترنت و سايبر داشته باشند، از طرفي ديگر مخاطب وبلاگ ممكن است بدون مراجعه به بسياري از رسانههاي عمومي و معمول، نيازهاي اطلاعاتي خود را در فضاي سايبر جستجو كند.» شفاعي ادامه داد: «امكانات خاص فضاي سايبر مانند نور، رنگ، صدا، لينكها،ارتباطات زنجيرهاي و حلقهاي، ارجاعات و پيوندهاي مختلف، سابقههاي مختلف براي يك بحث، تعدد موضوعات بدون هر گونه درگيري فضايي و مكاني، تعدد حالتها و حسها به لحاظ تنوع و تكثر حالتهاي نويسنده و همچنين نبود محدوديتهاي رسانههاي عام در وبلاگ، باعث ميشود وبلاگ پديدهاي مخصوص به خود باشد.» اين بلاگر در عين حال گفت: «وبلاگ همچون هر پديدهي نويي، نواقصي دارد كه مهمترين عيب آن تبديل شدن كار جمعي به كار شخصي صرف است كه بر ادبيات، شكل، قدرت و ارزشمندي كار تاثير ميگذارد. و در حالي كه در ساير رسانهها خرد جمعي وجود دارد، وبلاگ ادبيات خاص خود را دارد.» وي اظهار داشت: «در فضاي وبلاگ، كسي كه در حد بالاتر، به دنبال فرهيختگي باشد، كاسهي جستجويش خالي ميماند. تهي ماندن وبلاگ خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
يك وبلاگنويس معتقد است، اگر محدودهي تعريف و هويت رسانهيي، مدار «پيام» باشد، وبلاگ يك رسانه است كه خود را وارد حوزهي ارتباطات رسانهيي و تحليلها كرده است. آرش شفاعي، وبلاگ نويس و روزنامهنگار در گفتوگو با خبرنگار سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: «از جهاتي ديگر، وبلاگ با رسانههاي دورهي مدرن تفاوت دارد. وبلاگ رسانهاي است كه پس از پشت سر گذاشتن تكنولوژي دوران مدرن وارد ميشود و شايد رسانهي اين دوران باشد.» وي گفت: «فرد در وبلاگ در جستجوي مخاطب و انتقال پيام است. اين پيام ميتواند شامل احساسات، عواطف، افكار، برداشتهاي مختلف فكري، شخصي، يادداشتنگارهاي روزانه، عكس، ديدگاه و ... باشد كه فرد ميخواهد آن را به مخاطب خود القا كند. همچنين در وبلاگهاي شخصي و تك گويي، نيز چون نويسنده به انتشار مكنونات شخصي خود در فضاي وب ميپردازد، در ناخودآگاه خود به دنبال مخاطب است. بنابراين اين مخاطب جويي و انتقال پيام با مخاطبي كه شايد هيچ گاه شناخته نشود، يك كار رسانهاي است.» شفاعي با تاكيد بر لزوم توجه به تفاوتهاي رسانههاي جامعه اطلاعاتي و عصر سايبر با ساير رسانهها، گفت: «در وبلاگ، رسانه به جاي آن كه منتقل كنندهي پيام يك جمع، تشكيلات، سازمان و گروه براي مخاطب بيشتر و عامتر باشد، به رسانندهي پيام يك تفكر، شخص، انديشه و احساس يك فرد به مخاطبان عامتر تبديل شده است. در نتيجه پيام شخصيتر و درونيتر و از حالت جمعي خود خارج و به دنبال جذب حداكثر مخاطب خود ميشود.» وي با اشاره به تفاوت جنس پيام، گيرنده و فرستندهي پيام يك وبلاگ با ساير رسانهها، اظهار داشت: «در وبلاگ، فرستندهي پيام ممكن است يك پيامرسان حرفهيي نباشد. در حالي كه در رسانهي پيش و غير از وبلاگ، يك جمع حرفهيي به انتقال پيام ميپردازند، در حالي كه آنها ابزار پيام رساني، ابزار دخالت در ذهنيت مخاطب، ابزار شكل دهي سليقه و ذوق فكري مخاطب را ميدانند، ولي در وبلاگ همه چيز شخصي است.» وي افزود: «گاهي فرستندهي پيام در رسانههاي سنتي، با تمام پيامي كه مطرح ميكنند، موافق نيست و ممكن است اعتقاد شخصي او چيز ديگري باشد، ولي در وبلاگ فرد است و عقايد و احساسات و درونيات خود او.» اين بلاگر با اشاره به تفاوت پيام وبلاگ با ساير رسانهها، تصريح كرد: «بسياري از پيامهايي كه به دليل ملاحظاتي، در رسانههاي عمومي قابليت طرح ندارند، در وبلاگ به صورت شخصي و عريان بيان ميشوند، خواه پيام ارزشمند و قابل طرحي نباشد.» وي همچنين به تفاوت مخاطب وبلاگ و ساير رسانهها اشاره كرد و افزود: «مخاطبان وبلاگ، جامعه شناسي خاص خود را دارند، آنها بايد سواد حداقلي را نسبت به فضاي اينترنت و سايبر داشته باشند، از طرفي ديگر مخاطب وبلاگ ممكن است بدون مراجعه به بسياري از رسانههاي عمومي و معمول، نيازهاي اطلاعاتي خود را در فضاي سايبر جستجو كند.» شفاعي ادامه داد: «امكانات خاص فضاي سايبر مانند نور، رنگ، صدا، لينكها،ارتباطات زنجيرهاي و حلقهاي، ارجاعات و پيوندهاي مختلف، سابقههاي مختلف براي يك بحث، تعدد موضوعات بدون هر گونه درگيري فضايي و مكاني، تعدد حالتها و حسها به لحاظ تنوع و تكثر حالتهاي نويسنده و همچنين نبود محدوديتهاي رسانههاي عام در وبلاگ، باعث ميشود وبلاگ پديدهاي مخصوص به خود باشد.» اين بلاگر در عين حال گفت: «وبلاگ همچون هر پديدهي نويي، نواقصي دارد كه مهمترين عيب آن تبديل شدن كار جمعي به كار شخصي صرف است كه بر ادبيات، شكل، قدرت و ارزشمندي كار تاثير ميگذارد. و در حالي كه در ساير رسانهها خرد جمعي وجود دارد، وبلاگ ادبيات خاص خود را دارد.» وي اظهار داشت: «در فضاي وبلاگ، كسي كه در حد بالاتر، به دنبال فرهيختگي باشد، كاسهي جستجويش خالي ميماند. تهي ماندن وبلاگ از فضاي فرهيختگي يك سم است. چون هم مخاطب را به يك ادبيات و سطح فكر متوسط عادت ميدهد و هم نويسنده را ساده انگار و ساده پندار بارميآورد.» اين وبلاگنويس افزود: «از آنجايي كه در وبلاگ، مخاطب فرهيختهاي نداريم، ادبيات فرهيختهاي نيز وجود ندارد. وبلاگ نميتواند از حدي بيشتر به دنبال ادبيات و تفكر فرهيخته باشد، چون مخاطب خود را از دست ميدهد و از آنجايي كه حيات وبلاگ به مخاطبان خود وابسته است، اين مساله يك نقطه ضعف براي او محسوب ميشود.»
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 21 مهر1385ساعت 6:49 بعد از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
دفتر ادبيات داستاني يکي از زيرمجموعه هاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است. يعني در مجموعه وزارت ارشاد به عنوان متولي امر فرهنگ و هنر نهادي مستقل براي کمک به پيشرفت امر داستان نويسي وجود دارد ، اما عملا اين دفتر مدتهاست در محاق تعطيلي فرو رفته است و نه تنها فعاليت مثبت و ملموسي از آن ديده نمي شود عملا حتی پولی برای آب و برق و ساختمان این محل پرداخت نشده است.
دیدگاه داستان نویسان در مورد تعطیلی این دفتر را اینجا بخوانید. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 17 مهر1385ساعت 9:29 قبل از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
آموزشگاههاي علمي آزاد در بدنه نظام آموزشي كشور ما همواره حضور داشته اند و حتي اگر آموزش و پرورش رسمي آنان را به حساب نياورده يا به رسميت نشناخته باشد، نمي توان از كاركرد آنها در پيشبرد بخشي از اهداف نظام تعليم و تربيت چشم پوشيد.
اين آموزشگاهها به دليل اين كه بخشي از نيازهاي آموزشي كشور را پوشش مي دهند و ادامه حضور و سرويس دهي آنان، مطالبه بخش عمده اي از دانش آموزان و والدين آنهاست؛ قابل صرف نظر يا بي اعتنايي نيستند. وجود و ادامه كار آنها را بايد پذيرفت و سعي در تسهيل عملكردهاي آنان و نزديك شدن هر چه بيشتر امكانات و توانمنديهايشان به سطح مطلوب و قابل قبول دانست. همه اين بحثها به كنار؛ كنكور زدگي، ايجاد رقابتهاي مصنوعي و نادرست بودن ملاكهاي ارزيابي تحصيلي باعث شده است كه گروهي از اين آموزشگاهها با سوء استفاده از عطش خانواده ها براي تضمين توفيق فرزندانشان در زمان تحصيل و به خصوص راهيابي به رشته هايي پول ساز در آزمون سراسري، پا را از دايره يك مركز ارايه آموزش فراتر گذاشته و به بنگاههاي اقتصادي صد در صد تبديل شوند. اخباري كه از تبليغات دروغ، سوء استفاده هاي سنگين مالي و تخلفات شرم آور اخلاقي برخي از اين آموزشگاهها در سالهاي اخير به گوش مي رسيد، همواره اين پرسش را در ذهن مطرح مي كرد كه به راستي وزارت آموزش و پرورش در برخورد با اين آموزشگاههاي متخلف كه شرافت كار فرهنگي را به زرق و برق و چرب و شيرين فعاليت اقتصادي فروخته اند، مماشات خواهد كرد؟ چندي پيش معاون توسعه و مشاركتهاي مردمي وزير آموزش و پرورش در مصاحبه اي مطبوعاتي با خبرنگاران رسانه هاي كشور، با نام بردن از سه آموزشگاه معروف سطح كشور از تعطيلي و برخورد با تخلفات آنان خبر داده بود. چندين روز پس از اين اظهارنظر معاون وزير، شاهد ادامه فعاليت هر سه آموزشگاه نام برده شده در آن مصاحبه در سطحي وسيع و بدون ذره اي اعتنا به موضعگيري روشن يكي از بالاترين مقامهاي وزارت آموزش و پرورش هستيم. ادامه پخش و انتشار آگهي هاي بازرگاني مربوط به اين آموزشگاهها و ثبت نام آنان براي دوره هاي جديد فعاليتشان بيش از هر چيز دهن كجي به عزم مسؤولان وزارتخانه در برخورد قاطع و محكم با متخلفان اين گونه آموزشگاههاست. اگر اين آموزشگاهها تخلفي مرتكب نشده اند، چرا معاون وزير به صراحت از آنان نام برده است و اگر تخلفات آنان محرز است، دليل مماشات و عدم برخورد قاطع و قضايي و نيز اعلام موارد تخلف اين بنگاههاي آموزشي(!) چيست؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 5 مهر1385ساعت 10:30 قبل از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|