تبليغاتX
آرش شفاعي2
نوشته هاي يك روزنامه نگار
*فضاي مجازي نمادي از كليت جامعه*
وبلاگ‌نويس:
براي نهادينه كردن اخلاق در اينترنت و وبلاگ‌ بايد برخوردهاي ايجابي و اقناعي داشت

سرويس: نگاهي به وبلاگها
1388/07/06
09-28-2009
10:14:20
8807-01105: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: نگاهي به وبلاگها

به اعتقاد يك وبلاگ‌نويس، بداخلاقي در رسانه‌ها، تربيون‌هاي رسمي و روزنامه‌ها به فضاي مجازي نيز منتقل مي‌شود.

آرش شفاعي در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، با اشاره به رواج بي‌اخلاقي، تهمت، دشنام، قضاوت‌هاي سريع و بدون تحقيق در فضاي وب، اظهار كرد: بايد به بي‌اخلاقي‌هاي فضاي وب به چشم يك معلول نگاه كرد. به‌طوري كه از بين بردن اين معلول‌ بايد همراه با شناخت علت‌ها باشد.

وي تصريح كرد: فضاي مجازي و وبلاگ‌نويسي نمونه و نمادي از كليت جامعه است و زماني كه مساله‌اي در جامعه همه‌گير شود، جلوه‌هاي آن در فضاي مجازي نيز ديده مي‌شود.

شفاعي افزود: زماني كه بي‌اخلاقي‌ از رسانه‌ها، تربيون‌هاي رسمي، روزنامه‌ها، نشريات و جريان‌هاي مختلف فكري به شكل عريان و با حجم وسيع تكرار، توليد و پخش مي‌شود و اخلاق، فرهنگ، ادب و خط قرمزهاي اخلاقي شناخته نمي‌شوند و در حجم عمده‌اي از جامعه توليد و تكثير مي‌شوند، اين همه‌گيري به فضاي مجازي هم منتقل مي‌شود.

وي همچنين گفت: براي برخورد با بي‌اخلاقي‌ و بداخلاقي در فضاي مجازي، فيلترينگ بيروني كارساز نيست، بلكه بايد يك فيلترينگ دروني انجام شود كه نيازمند بازنگري در سطح جريان‌هاي سياسي و فرهنگي است.

شفاعي يادآور شد: اگر دامنه‌ي فيلترينگ به بهانه‌هاي مختلفي نظير كم شدن اخلاق، وسيع‌ شود، نتيجه‌ي معكوس دارد و افراد با هجمه‌ي بيشتري به ميدان مي‌آيند. بنابراين شيوه‌ي فعلي فيلترينگ نه تنها سبب كاهش بي‌اخلاقي در وب نمي‌شود، بلكه سبب مي‌شود افراد حداقل‌هاي خود در رعايت اخلاق را نيز از دست بدهند.

وي ادامه داد: برخوردهاي حذفي براي نهادينه كردن اخلاق در اينترنت و وبلاگ‌ها پاسخگو نيست، بلكه بايد برخوردهاي ايجابي و اقناعي با ضرورت نگاه دوباره به عملكردها در دستور كار قرار گيرد.

به گفته‌ي وي، با ضعف اطلاع‌رساني در رسانه‌هاي ديگر جامعه، نشر اكاذيب، افترا، دروغ، تهمت و استفاده از هر وسيله‌اي براي تخريب افراد در اينترنت رواج مي‌يابد.

اين وبلاگ‌نويس خاطرنشان كرد: هر آنچه در رسانه‌هاي رسمي جامعه واقع شود، در مقياس كوچكتر و در رسانه‌هاي خصوصي و وبلاگ‌ها هم رخ مي‌دهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 مهر1388ساعت 2:51 بعد از ظهر  توسط آرش شفاعي | 
پيشنهاد هفته
جمعه خيابان وليعصر
اصلا به خاطر طرح جلدش هم كه شده اين كتاب را مي‌خريد. شك ندارم، اما بعد كه صفحاتش را ورق زديد و شعرها را خوانديد به انتخاب خود آفرين مي‌گوييد. مجموعه شعر آرش شفاعي را مي‌گويم كه با عنوان «جمعه خيابان وليعصر» به تازگي منتشر شده است. اين مجموعه را كه شامل سروده‌هاي نيمايي و سپيد اين شاعر است، نشر دفتر شعر جوان روانه بازار كرده است. مجموعه‌اي كه در آن شور به زندگي و مبارزه براي آن در تك تك شعرها نهفته و عيان است. درحقيقت «جمعه خيابان وليعصر» در ستايش زيبايي، در ستايش صلح و زندگي و داراي رگه‌هاي اجتماعي قوي است.

«جمعه  خيابان وليعصر» دو بخش دارد. بخش اول كه «هندسه شهر كامل است» نام دارد، 24 قطعه شعر را در خود جا داده است. يكي از شعرهاي اين بخش «تشييع جنازه رسمي» است: راه بسته است/ آه مادران منتظر/ پيش پاي سربازان مودب/ موج مي‌خورد/ دست‌هاي قلم/ براي خدا/ شكايت نامه امضا مي‌كنند./ راه بسته است/ و عابران فرسوده/ به توبيخ‌هاي اداري فكر مي‌كنند.

بخش دوم «چهارراه‌هاي احتمال» نام دارد. اين بخش شامل 8 قطعه شعر است. «فال» يكي از شعرهاي اين بخش است: از نماز صبح تا به حال/ فال پشت فال/ حافظ عزيز هم جواب روشني نمي‌دهد/ اين چنين كه مي‌رود؛ كلاف پيچ پيچ بغض/ از گلوي من/ وا نمي‌شود/ اين چنين كه مي‌رود/ نذرهاي من/ هيچ‌گاه، ادا نمي‌شود.

شفاعي سال 1354 در مشهد متولد شد. او تقريبا از سال سوم دبيرستان آغاز به نوشتن كرده و تاكنون خبرنگار گروه ادب و هنر، خبرنگار سياسي، معاون گروه اجتماعي و دبير سرويس اجتماعي روزنامه قدس بوده است. پيش از اين سه مجموعه شعر ديگر به نام‌هاي«تهران شبيه هر شب ديگر سياه بود»، «تا فراسوي رفتن» و «تكه‌هاي سرب در دهانم» از آرش شفاعي منتشر شده است.او در سال 1383 برنده رتبه نخست مسابقه سراسري شعر حج و در سال 1384 برنده جايزه جشنواره شب‌هاي شهريور شد. «جمعه  خيابان وليعصر» 76 صفحه است و 1700 تومان قيمت دارد. طراح جلد اين مجموعه سعيد باباوند است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 تیر1388ساعت 3:47 بعد از ظهر  توسط آرش شفاعي | 
 

 

ای سیاست پیشه! سیاسی * چرا؟

رای از مجرای رقاصی چرا؟

شیخ اصلاحات را پرسد کسی

می کند دیدار با "ساسی" چرا؟

ساسی از اندام یارش حرف زد

شیخ ما گردید احساسی چرا؟

از عبا عمامه ی خود شرم کن

با مزلفها تو می لاسی چرا؟

همنشین کله سیخی ها شدن

با وجود اینکه خود تاسی چرا؟

پس در این سي سال کس یادی نکرد

فی المثل از شخص آغاسی ** چرا؟

گر برادر "شین" کمی طناز شد

شیخ جان! اینقدر حساسی چرا؟

***

مشکل من با تو مالی بود و بس

نازنینا! می شوی عاصی چرا؟

شعرها گفتم ولیکن کس نداد

در ازایش نیم پاپاسی چرا؟

*  با تشدید یای اول خوانده شود

** آغاسی لب کارون منظور است با شاید این جمعه بیاید شاید اشتباه نشود

+ نوشته شده در  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 9:36 قبل از ظهر  توسط آرش شفاعي | 



به اعتقاد يك وبلاگ‌نويس، اگر وبلاگ را به عنوان يك رسانه بپذيريم، اين رسانه مي‌تواند بر نهادينه كردن فرهنگ گفت‌وگو، نقد سالم و عقلاني و همچنين جهت‌دهي به افكار عمومي تاثيرگذار باشد، اما نبايد توقع ما از اين رسانه خاص، بالا باشد و از سويي ديگر نبايد اين رسانه شخصي را بازگوكننده‌ي خواست‌هاي جمعي دانست.

آرش شفاعي در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) اظهار كرد: اگر در رسانه‌ي شخصي وبلاگ، گفته‌هاي شخصي و خلاف بر عادت و جريان مطرح شود، جامعه بايد تحمل برتابيدن آن را داشته باشد و آن را بايكوت نكند، چراكه وبلاگ يك ساحت كاملا فردي و شخصي است و فرديت انسان‌ها در اين فضا اهميت بيشتري دارد. بنابراين ممكن است اين فرديت با عموم روال جامعه تفاوت داشته باشد.

وي تصريح كرد: اگر قرار است وبلاگ‌ها ايجادكننده‌ي فضاي گفت‌وگو در جامعه باشند، بايد فرديت‌هاي متفاوت نيز تحمل و به رسميت شناخته شوند، در غير اين صورت در عمل اصلا گفت‌وگويي رخ نمي‌دهد و همان گفتمان مسلط جامعه در وبلاگ‌ها و حريم‌هاي شخصي باز توليد مي‌شود.

شفاعي افزود: كاركرد ديگر وبلاگ آن است كه گفتمان‌هاي شخصي و فردي و مبتني بر ديدگاه‌هاي كاملا مستقل را بازتاب مي‌دهد و بنابراين اگر وبلاگ بخواهد فرهنگ گفت‌وگو را گرم‌تر كند، بايد فرديت به عنوان مهمترين عنصر وبلاگ‌نويسي مورد توجه قرار گيرد و تحمل شود.

وي همچنين گفت: انتظار تاثير وبلاگ‌ها بر جهت‌دهي به افكار مردم در جامعه كمي بالا بردن سطح مطالبات و توقعات از وبلاگ‌نويسي است، چراكه انتظار ما از اينكه در كوتاه يا ميان مدت، وبلاگ‌نويسي سطح افكار عمومي جامعه را بالا ببرد، توقع بي‌جايي است.

به گفته‌ي وي، وبلاگ‌نويسي ممكن است به فضاي گفت‌وگو، تضارب افكار و آشنا شدن با ديدگاه‌هاي مختلف كمك كند كه درنهايت جامعه به ساحت‌هاي جديدي دست يابد، اما تحقق اين موارد نيازمند يك پروسه‌ي كاملا بلندمدت است.

شفاعي خاطرنشان كرد: وبلاگ‌نويسي مي‌تواند به بحث‌هاي رايج در سطح جامعه جنبه‌ي شخصي‌تر بدهد و ديدگاه‌هاي تك‌تك افراد جامعه راجع به يك موضوع مشخص را منتشر و اين فضا را گرم‌تر كند كه در نهايت با برآيند نظرگاه‌هاي منفرد، به يك نظرگاه جمعي دست يابد، اما وظيفه تصحيح يا عدم تصحيح اين نظرگاه در جامعه برعهده ساير رسانه‌هاست نه وبلاگ.

اين وبلاگ‌نويس با بيان اينكه فضاي وبلاگ مي‌تواند به عنوان جايگاه تمرين نقد سالم و عقلاني مطرح شود، گفت: وبلاگ‌ها بخشي از افكار عمومي جامعه هستند كه بلافاصله پس از وقوع يك حادثه در جامعه با نگاه و زاويه خودشان، آن را نقد اجتماعي، شخصيتي، طنز و... مي‌كنند. در بررسي برآيند اين محيط، فرديت‌هاي مختلف با نگاه‌هاي متفاوت وجود دارند، اما اينكه اين نگاه‌ها بتوانند در تصميم‌گيري‌هاي جامعه نيز دخالت كنند، از عهده وبلاگ‌نويسي خارج است.

+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 10:34 قبل از ظهر  توسط آرش شفاعي | 
جام جم آنلاين: فكر مي‌كنيد وظيفه يك هنرمند مثلا يك شاعر چيست؟ لابد مي‌گوييد او وظيفه دارد آثار هنري خوب و كاملي بيافريند. اشتباه مي‌كنيد چون در ايران يك شاعر علاوه بر اين‌كه اثري را مي‌آفريند، بايد خودش آن اثر را به چاپ برساند و خودش نيز آن را توزيع كند!
در بازار كتاب ايران، ناشران همواره براي چاپ مجموعه‌هاي شعر، شرايط سختي پيش روي شاعران مي‌گذاشته‌اند و با اعتقاد به اين كه كتاب‌هاي شعر مشتري چنداني ندارند از بسياري از شاعران جوان در ازاي چاپ آثار آنها مطالبه درصدي از سهم سرمايه‌گذاري در نشر كتاب را مطالبه مي‌كردند تا به اين وسيله ريسك سرمايه‌گذاري خود را كاهش دهند .

اين تازه آغاز ماجرا بود، چرا كه حتي در صورت انتشار كتاب و عرضه آن به بازار نشر، روابط پيچيده و مخوف گستره توزيع و پخش كتاب چنان بود كه عملا اين كتاب‌ها به بازار كتاب كشور راه نمي‌يافت و هر سال شاهد انتشار تعداد زيادي مجموعه‌هاي شعر قابل قبول در كشور بوديم كه در صورت توزيع سالم و گسترده، قابليت جلب مخاطبان فراوان را داشتند، اما عملا اين مجموعه‌ها ديده نمي‌شدند.

از سوي ديگر، ناشران با حذف پرداختحق التاليف  در صورتي كه هنگام نشر كتاب، بهايي مطالبه نمي‌كردند  به جاي پول تعداد زيادي از نسخه‌هاي كتاب را به شاعران تحويل مي‌دادند تا خود آنها را به نحوي به فروش برساند.

شبكه غيررسمي ‌توزيع

مدتي است كه برخي شاعران بخصوص شاعران جوان كه از چرخه نامناسب توزيع آثارشان به تنگ آمده‌اند و ديگر وعده‌هاي مسوولان در خصوص ساماندهي به وضعيت پخش كتاب را باور نمي‌كنند، دست به اقدامي ‌خودجوش زده‌اند و با درج آگهي‌هايي در سايت‌هاي ادبي و وبلاگ‌هاي شخصي، كتاب‌هاي خود را با اعلام شماره حساب و نشاني بدون حضور در چرخه رسمي‌پخش كتاب مي‌فروشند و حتي حاضرند تا يك پنجم قيمت كتاب را نيز به خريد‌هاي بيش از يك اثر تخفيف بدهند و اين در صورتي است كه براي حضوركتاب در چرخه رسمي‌توزيع، شركت‌هاي توزيع حدود 65 درصد قيمت پشت جلد را تخفيف مي‌خواهند و چك مابقي وجه ناشر را حداقل شش ماهه صادر مي‌كنند.

به اين ترتيب، در چرخه نامناسب انتشار كتاب در كشور ما و با وجود عدم اجراي قوانين وظايف مولف، ناشر و توزيع كننده همه مشكلات اجرايي و مالي بر سر مولف كتاب آوار مي‌شود و كسي كه داراي توانمندي هنري و آفرينش ادبي است، بايد به خاطر اين توانمندي مجازات نيز بشود و نه تنها درآمدي كسب نكند بلكه كتابش را به دست بگيرد و برايش تبليغ كند و يكي يكي بفروشد تا جلوي ضرر بيشتر را بگيرد.

در وضعيت كنوني كه به بهسازي وضعيت پخش كتاب اميدي نيست، شاعران جوان شهرستان‌ها دست به تاسيس اعلام نشده يك «شبكه غيررسمي ‌توزيع كتاب» زده‌اند كه در آن، كتاب‌هاي تازه منتشر شده شعر در جلسات شعرخواني شهرهاي مختلف، كنگره‌ها و شب شعرها معرفي و با جمع‌آوري بهاي اين كتاب‌ها تعدادي از آنها به شاعر سفارش داده مي‌شود. به اين ترتيب كتاب‌هاي شعر اگر چه از رسيدن به دست عموم علاقه‌مندان و مخاطبان عادي محروم مي‌مانند؛ شاعران و مخاطبان حرفه‌اي شعر، تازه‌هاي شعر جوان ايران را مي‌بينند و با تجربه‌هاي شعري تازه آشنا مي‌شوند و جلوي زيان مادي يكي از شاعران را نيز مي‌گيرند.

جليل صفربيگي، شاعر رباعي سراي ايلامي‌كه با همين شيوه كتابش را به چهارمين چاپ رسانده است، با پذيرش اين كه بازاريابي كتاب براي شاعران را امري پسنديده و فرهنگي نمي‌داند، مي‌گويد: من چند سال، پيش خواستم يكي از كتاب‌هايم را از طريق يكي از شركت‌هاي پخش كتاب در تهران توزيع كنم آنها 40 جلد كتاب را با تخفيف زياد از من گرفتند و از بهمن 86 تا كنون پول آن را نداده‌اند، در صورتي كه من تنها يك روز در نمايشگاه كتاب تهران 140 نسخه از كتابم را فروختم. در اين شرايط جز فروش كتاب از طريق دوستان شاعر چاره‌اي مي‌ماند؟

او مي‌گويد: ناشران شهرستاني اغلب شيوه‌هاي پخش كتاب را بلد نيستند و تازه اگر هم بخواهند در اين چرخه وارد شوند، از سوي شركت‌هاي پخش كتاب و مافيايي كه در اين حوزه وجود دارد، اجازه عرضه كتاب نمي‌يابند، به همين دليل براي رسيدن كتاب به دست مخاطب چاره‌اي جز اين روش نمانده است. 

دردسرهاي نشر تمامي ‌ندارد

اما ناشران نيز در اين باره حرف‌ها و درد دل‌هايي دارند. سيد ضياء‌الدين شفيعي كه خود شاعر است و در كار نشر كتاب نيز دست دارد، با پذيرش اين كه شيوه كنوني شيوه‌اي فرهنگي نيست، مي‌گويد: در شرايط فعلي 2 راه پيش رو داريم يا اين كه به ركود تن بدهيم و مثل بسياري از شاعران كه سال‌هاست، اثري منتشر نكرده‌اند، كتاب چاپ نكنيم يا اين كه بپذيريم كتاب را با حداقل عوارض منتشر كنيم و از مجموعه‌هاي نشر خصوصي انتظار پرداخت حق التاليف نداشته باشيم.

وي با بيان اين كه تحويل بخشي از شمارگان كتاب به صاحب اثر براي استفاده از روابط خود در ميان اهل ادبيات تنها چاره ممكن براي توزيع كتاب، بدون ورود در چرخه بيمار پخش كتاب است، مي‌گويد: تعطيل شدن حمايت‌هاي جانبي از ناشران نظير تحويل فيلم و زينك، عبور از گردنه سنگين صدور مجوز، عدم خريد كتاب از سوي ارشاد، سرگرداني در روش‌هاي سنتي و الكترونيك و افزايش بي‌حساب و كتاب بهاي كاغذ باعث شده است كه ناشر لذت انجام يك كار فرهنگي را از دست بدهد و وقتي شما كتابي به يك ناشر مي‌دهيد اين احساس به او دست مي‌دهد كه يك دردسر تازه برايش درست شده است، در اين حالت چاره‌اي نمي‌ماند كه شاعران نيز در چرخه نشر كتاب با ناشر همكاري كنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 فروردین1388ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط آرش شفاعي | 

به اعتقاد آرش شفاعي، مهم‌ترين مسأله‌ي جشنواره‌ي شعر فجر اين است كه تكليفش با خودش مشخص نيست.

اين شاعر در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره‌ي ارزيابي‌اش از جشنواره‌ي شعر فجر اظهار كرد: جشنواره‌ي شعر فجر، جشنواره‌اي است كه قرار است به موضوع شعر بپردازد؛ منتها معلوم نيست كه راهكار اين جشنواره، شيوه‌ي اجرا و نگرشش به شعر چيست؟

او يادآور شد: در هر سه دوره‌ي جشنواره شاهد تقدير بوده‌ايم و بخش‌هاي رقابتي هم به بخش جوانان محدود بوده؛ اما جالب است كه تعداد چهره‌هاي جواني هم كه اين جشنواره به آن‌ها پرداخته، در زمينه‌ي نگرش‌شان به شعر، آدم‌هايي بوده‌اند از يك طيف شعري و يك نگرش.

شفاعي متذكر شد: تا زماني كه راهبرد بلند‌مدت براي جشنواره‌ي شعر فجر انديشيده و مشخص نشود كه مي‌خواهد رقابتي باشد يا محلي براي تجليل از دوستان، اين جشنواره همچنان به اين دور تكراري كه در سه دوره داشته است، ادامه مي‌دهد.

شاعر مجموعه‌ي «تهران شبيه هر شب ديگر سياه بود» گفت: اگر قرار است جشنواره‌ي شعري داشته باشيم كه در فضاي ادبيات ما بن‌بست‌شكني كند، نگاه اصلي‌اش بايد به آشتي ‌دادن مخاطبان انبوه شعر با شعر امروز باشد؛ ولي محدو‌د ‌كردن جشنواره در سالن‌هاي خاص و روزهاي خاص با مدعوان خاص و بعد، بذل و بخشش‌ كردن سكه هيچ مشكلي از شعر و مخاطبان شعر امروز حل نمي‌كند؛ بلكه بر سوء‌تفاهم‌ها دامن مي‌زند.

اين روزنامه‌نگار افزود: معتقدم دوره‌ي سوم جشنواره يك نمايش‌نامه‌ي تكراري و خسته‌كننده بود و تنها بازتاب و بازخوردش، پررنگ‌ كردن سوء تفاهم‌هايي بود كه بين شاعران در حوزه‌ي شعر وجود دارد. در اين جشنواره به 80 نفر در كنار 30 نفر سكه دادند؛ يعني تعداد سكه‌هايي كه در اين جشنواره داده شد، سر به صدها مي‌زند؛ منتها هيچ‌كس نيامد بگويد كه مبناي علمي و عملي اين ريخت‌وپاش چه بوده است؟. آيا چهره‌هاي تقدير‌شده و يا تقديرنشده در اين جشنواره مي‌دانند مبناي انتخاب يا انتخاب نشدن‌شان چه بوده است؟

شفاعي اضافه كرد: مشكل ديگر اين‌كه اعضاي هيأت‌انتخاب و اعضاي شوراي سياست‌گذاري جشنواره و دبيرها جزو تجليلي‌ها و تقديري‌ها بودند و نمي‌دانم چگونه مي‌شود در محضري عمومي، جشنواره‌اي رسمي با پول بيت‌المال برگزار كرد و به اين تناقض‌ها كه در جشنواره وجود دارد، پاسخ نداد؟

او خاطرنشان كرد: به هرحال، جا داشت حداقل اعضاي شوراي انتخاب و دبيران جشنواره اندكي بزرگواري از خود خرج مي‌كردند و اسم خود را در فهرست برگزيدگان جشنواره درج نمي‌كردند تا باعث خنده‌ي حضار نشوند.

اين شاعر در عين حال يادآور شد: شايد برگزاركنندگان اين دليل را بياورند كه چون اسم تعدادي از نامزدها جزو برگزيده‌ها نبوده و يا دلايل اين‌چنيني مي‌تواند موجب نقد و اعتراض شود؛ حتا اگر فرض آن‌ها اين است، باشد؛ اما مبناي انتخاب چيست؟ حتا برخي از كساني كه برگزيده شده بودند، معترض بودند به اين‌كه چرا، و طيف‌هاي زيادي از شاعران شهرستان بودند كه چهره‌ي شعر هستند؛ اما ديده نشدند. و در عوض، آدم‌هايي ديده شدند كه در شاعر بودن‌شان شك است.

شفاعي در پايان گفت: وقتي مبنا نيست، درباره‌ي همه‌چيز مي‌توانيد «ان قلت» دربياوريد كه همه‌ي «ان ‌قلت‌ها» هم درست است. حتا سال گذشته در طيفي، شاعري انتخاب شد، كه در همان طيف، شاعرتر از او هم بود. تكليف جشنواره با خودش معلوم نيست و تنوعي هم نيست. آدمي كه 10 سال است هيچ‌كس از او شعر نشنيده، جايزه مي‌گيرد؛ اما ديگري ديده نمي‌شود و اين موضوع در جشنواره‌اي كه دبيرش داور، عضو هيأت گزينش و برگزيده است، عجيب نيست.

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 10:25 قبل از ظهر  توسط آرش شفاعي | 
گفته بودم هر از چندي مي خواهم شعرهاي بعضي دوستانم را براي لذت بردن دوباره ي خودم و شما روي اين وبلاگ بگذارم.

فواره هاي علي رضا سپاهي لائين دوست شاعر دور از دستم يكي از زيباترين غزل هايي است كه بي شك از اين روزگار به سال ها و قرن هاي  بعد مي رسد. اين شعر را بخوانيم:

 فواره ها كه يخ زده  بودند وا شدند

در ناگهان ظهر زمستان رها شدند

 تكرار سربلندي ديرين خويش را

هربار پيش از آنكه نشينند ،پاشدند

 هرچند شوق رفتشان بسته بود پاي

 در راستاي قامت خود جابه جا شدند

 فوراه هاي ساده كه از ارتفاع رود

در زير بار روشني خويش تاشدند

  فواره هاي تاشده با دسته اي زلال

 در دست آفتاب زمستان عصا شدند

 درگير و دار صحبت فواره و عبور

ياران باد وارد اين ماجراشدند

 فواره هاي رم زده در هاي و هوي باد

يك دست، دستهاي بلند دعاشدند

  يك عده در عبور خود از ابر و آسمان

 در امتداد روشن خود تا خداشدند

 يك عده نيزخسته در آوردگاه باد

 ازخويش با خيال نشستن جدا شدند

 

فواره ها - خلاصه بگويم- كه عاقبت

يك عده ما شدند و گروهي شما شدند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط آرش شفاعي | 
ابوهريره از رسول خدا محمد مصطفي چنين روايت كرده است:

گروهي از امت من بر دروازه هاي بيت المقدس و پيرامون آن و دروازه هاي طالقان و پيرامون آن جهاد را رها نمي كنند و از اينكه شكست خورند يا ياري نشوند بيمي ندارند چرا كه بر حق اند تا اينكه خداوند گنج خود را از طالقان بيرون مي كشد پس دين خود را با آنها زنده مي كند آنچنان كه پيشتر مرده بود 

+ نوشته شده در  شنبه 21 دی1387ساعت 8:39 قبل از ظهر  توسط آرش شفاعي | 
همراه خاطرات حج،
آرش شفاعي مجموعه‌ي شعر تازه‌اي به چاپ سپرد

سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب
1387/10/15
01-04-2009
09:49:43
8710-07324: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب

آرش شفاعي از انتشار آثار تازه‌اش خبر داد.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين شاعر و روزنامه‌نگار مجموعه‌ي شعر «جمعه؛ خيابان ولي‌عصر» را با شعرهايي در قالب نيمايي، سپيد و آزاد براي چاپ به انتشارات انجمن شاعران سپرده است.

به گفته‌ي شفاعي، اين مجموعه مضامين مختلفي از جمله اجتماعي و عاشقانه را دربر مي‌گيرد.

او همچنين خاطراتش را از سفر حج، كه در سال 82 انجام شده، با عنوان «سنگ در سرزمين آينه‌ها» شامل مجموعه‌اي از نثرهاي ادبي درباره‌ي اين موضوع به انتشارات سوره‌ي مهر سپرده است.

مجموعه‌هاي شعر «تكه‌هاي سرب در دهانم» و «تهران شبيه هر شب ديگر سياه بود» نيز پيش‌تر از اين شاعر توسط نشر صرير و سوره‌ي مهر به چاپ رسيده‌اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 دی1387ساعت 5:42 بعد از ظهر  توسط آرش شفاعي | 

اللهمّ انّا نشکوا الیک فقد نبیّنا  و غیبة ولیّنا و کثرة عدوّنا و قلّة عددنا و شدّةالفتن بنا و تظاهر الزمان علینا


+ نوشته شده در  دوشنبه 9 دی1387ساعت 7:12 بعد از ظهر  توسط آرش شفاعي | 
این روزهای پیش گویی های نوسترآداموس را برای چندمین بار خواندم. درستی برخی پیش گویی های او  درباره ی حوادثی نظیر انقلاب کبیر فرانسه- ظهور ناپلئون- ایجاد امپراتوری بریتانیا-جنگ های جهانی- انقلاب اسلامی ایران- جنگ های منطقه ای - حوادث یازده سپتامبر و....چنان است که آدمی به شگفتی می افتاد.

در این پست چند پیش بینی هنوز محقق نشده ی او را می نویسم:

* به زودی در سرزمینهای عربی ثروتمند شخصی توانا و عامل به شریعت محمد زاده می شود. او با اسپانیا درگیر می شود و بر غرناطه مسلط خواهد شد. او از راه دریا بر مردم لیگوریا پیروز خواهد شد.

*شبانگاهی رنگین کمانی در نزدیکی نانت آشکار می شود. دانش و فنون دریایی بارانی فرو خواهد ریخت. ناوگانی عظیم در خلیج فارس تکه تکه خواهد شد. روسته و تروا( ترکیه یا امریکا) برای ساکسون (آلمان) بدبختی بسیار باعث می شوند.

*خونی دیده می شود که بر کوهها می بارد. خورشید مشرق بذر هراس می پاشد و جنگی در نزدیکی اورگون( امریکا- فرانسه و مرز پاکستان و افغانستان می تواند نعبیر شود) در می گیرد. فتنه ای بزرگ در نزدیکی رم ایجاد می شود.کشتی هایی غرق می شوندو حامل نیزه ی سه شعبه به اسارت در می آید.

*اشک- فریاد- ناله- زاری- ترس. قلبی که رحم در آن جایی ندارد و سخت و سیاه است. دریاچه ی ژنو - جزایر اطراف- سردمداران جنوب. خونهایی  که بر زمین می ریزد. گرسنگی و سرما به هیچ کس رحم نمی کند.

 

ادامه دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط آرش شفاعي | 
سرکار خانم مینو بدیعی از  بزرگان روزنامه نگاری این دیارند . درباره ی پست اخیر من درخصوص کتاب دا به گزارشهایی اشاره کرده اند که در زمان جنگ نوشته اند و مشاهداتشان از وقایع آن روزها.

ایشان نوشته اند:

اقای ارش شفاعی
سلام دیدن انچه که واقعیت بوده وهست با انچه که به شکل رمان و فیلم درمی اید بسیارفاصله دارد . "دا" را نخوانده ام اما تلخی سرد واقعیت های دردناک خرمشهر را با چشم های خودم دیدم . تلخی بمبارانهای شهرها و گریز از انفجارهای پیاپی را ... زمانی که خیلی از مخاطبان وبلاگ شما وشاید هم خود شما دنیا نیامده بودید من در بیکرانه شهر تهران به دنبال تهیه گزارشهایی از موشک باران و بمباران این شهر بودم وهرگز فراموش نمی کنم ان دوکودک مدفون را در کناره خاطره های ویران مادر بزرگشان وخانه خراب شده شان در قلب تهران در کنار مسجد الجواد و... اما به نظرمن این ملت حافظه تاریخی ندارد ! این را به عنوان یک گزارشگر قدیمی می گویم . صد البته واقعه خرمشهرتلخ تر از همه مصائب جنگ است اما برای فراموشی تاریخی حافظه مردم چه باید کرد ؟

خدمت ایشان عرض می کنم که چه خوب است با بازخوانی دوباره خاطراتشان و انتشار دوباره ی گزارشهای آن روزها در قالب یک کتاب مستقل  به نسل بعد و نسلهای بعد فرصت  بازشناسی تاریخ پرخون آن روزگار را بدهند. بی صبرانه منتظرم که این پیشنهاد را اجابت کنند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آذر1387ساعت 11:14 قبل از ظهر  توسط آرش شفاعي | 
این شبها که خرد و خراب و خسته می رسم خانه " دا" را باز می کنم و می روم در دل آتش و خون و حادثه. دیشب همسرم رفت و آمد که : دل بکن - بیا بخواب صبح بیدار نمی شی.

شبها که خرد و خراب و خسته می رسم خانه آب می شوم از شرمندگی روزهای بی دردسر و آرامی که داریم و یادم می افتد این روزها مدیون آشفتگی خونینی است که روزهایی در این سرزمین بر سر گروهی آوار شده است.

کاش این کتاب را نویسنده های کاکل پشت سر بسته ی مکش مرگ مایی که لطف کرده اند و روایت شکنی کرده اند بخوانند -آنهایی که ... ولش کن ... دا را بخوانید ... هر ایرانی یی لازم است دا را بخواند...سلام بر خرمشهر!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 آبان1387ساعت 7:57 قبل از ظهر  توسط آرش شفاعي | 
خيلي وقتها آدم حرفي ندارد كه بنويسد اما مي تواند مبلغ شعر و داستان خوب كه باشد . تصميم گرفتم در هر فرصتي كه پيش آمد شعرهايي از دوستان شاعرم را كه به مذاقم خوشتر آمده است به شما تقديم كنم. زيبايي هاي اين شعر ها از آن شاعرانشان است و من در اينجا تنها يك راوي صرف كه البته تحسين كننده ي زيبايي ها نيز هست. زيبايي هايي مثل اين غزل مهدوي عباس چشامي نازنين:

چراغ خانه را روشن كنید آواز بگذارید
كسی باید بیاید لای در را باز بگذارید

بیفشانید آبی بر حیاط و یادتان باشد
كه در بالای مجلس چار بالش ناز بگذارید

بجنبید و بیندازید نقلی در دهان غم
به پا خیزید و در دستان شادی‌ ساز بگذارید

الا دلهای تمرین‌كرده دور از او پریدن را
از اینجا تا رسیدنگاه او پرواز بگذارید

بیاید بیشتر گل می‌دهد بیش انتظاران را
اگر دل كنده‌اید از این صبوری باز بگذارید

نگاهش راهزن بسیار دارد من كه می‌ترسم
مگر در رهگذار چشم او سرباز بگذارید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط آرش شفاعي | 
خبرگزاری فارس در خبری به نقل از  یک روزنامه ی اسرائیلی  از نفوذ پذیری پادگانهای ارتش این رژیم خبر داده است.

ماجرا این است که روزنامه یدیعوت آحارونوت برای آزمایش میزان توانایی ارتش در تامین امنیت کشور چهارده خبرنگار خود را مامور می کند به پادگانهای نظامی ارتش وارد شوند. این گزارش تاکید می کند که از این میان سه خبرنگار توانستند وارد پادگانها بشوند و حتی در باره ضعفهای امنیتی برخی پادگانها اطلاعاتی به مخاطبان داده شده است.

سوال اینجاست که آیا این روزنامه به رژیم کشورش خدمت کرده است یا خیانت؟ آیا بسته نگاه داشتن دهان مطبوعات در خصوص آسیبهای نیروهای مسلح به معنای خدمت به انها است  و اگر روزنامه نویسی در روزنامه اش از نفوذپذیری یک پادگان در کشور گزارشی تهیه کرد باید او را به تضعیف نیروهای مسلح متهم کرد یا به خاطر نشان دادن این ضعف تشویقش کرد؟

اصل خبر را بخوانید و قضاوت کنید 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مهر1387ساعت 11:59 قبل از ظهر  توسط آرش شفاعي | 

پسرم بشنو اين نصايح را

طالب اين كلام چون در باش

 

اولاً چند شغله خوش بخت است

دائماً بند چند آخور باش

 

ثانياً دانش و هنر چرت است

گرم بيزنس- همان تهاتر – باش!

 

بركات مديريت كم نيست

فوق ديپلم بگير دكتر باش

 

پشت ميز مديريت هر صبح

خالق سمفوني خر خر باش

 

مدعي شو اگر كه گند زدي

كم نياور  تريپ غر غر باش

 

وقت اقدام قطره  قطره بريز

وقت فرمايشات شرشر باش

 

آنچه اصل است جيب افراد است

تو بگو جاي مغز آجر باش

 

پشت ماشين نشين موبايل به دست

دائماً در پي تفاخر باش

 

پيرو فرقه ي دلاريه شو

در پي دين شيخ هرهر باش

 

دي بخر كولر و ببر انبار

ماه مرداد فكر والور باش

 

پسرم! هرزمان به رنگي شو

صبح ها ترك و عصرها لر باش

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مهر1387ساعت 11:1 قبل از ظهر  توسط آرش شفاعي | 
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مهر1387ساعت 5:38 بعد از ظهر  توسط آرش شفاعي | 
همانا ما نوح را برقومش رسالت بخشیدیم  پس گفت : ای قوم! بندگی خدا کنید که الهه ای جز او نیست به راستی از عذاب روز عظیم بر شما بیمناکم .اشراف قوم گفتند:ما ترا در گمراهی آشکار می بینیم. گفت : ای قوم! گمراهی را بر من راهی نیست که من فرستاده ی خداوند دو جهانم. پیامهای ربم را بر شما ابلاغ می کنم و اندرزتان می دهم و از خداوند چیزهایی می دانم که شما نمی دانید. آیا شگفت زده شده اید از این که مردی از خود شما انذارتان کند تا پرهیز کنید باشد که لایق رحمت شوید؟پس او را دروغ پنداشتند ما او را و آنان را که در کشتی با او بودند نجات بخشیدیم و کسانی را که آیات ما را دروغ پنداشتند غرق کردیم همانا که آنان قومی جان کور بودند.

آیات ۵۹ تا ۶۴ سوره ی اعراف

پ ن: برای "الملا من قومه" معادل بهتری باید یافت می خواستم ترکیب گردن کلفتها را بگذارم اما به نظر می رسد بیشتر انانی منظور است که برتری و دارندگی مالی دارند

پ ن بعدی: "انهم کانوا قوما عمین" هم از جمله توصیفات چند وجهی و زیبای قرآن است. برای عمین کوردل یا جان کور می شود گذاشت ولی اگر عربی دانی بیشتر از این کلمه بگوید و ترجمه ی بهتری ارائه دهد خدای قرآن اجرش دهد

پ ن بعدتر: سوره ی اعراف پر است از ناسپاسی مردم به پیامبران و لجاجت در عدم پذیرش دعوت انبیا و البته موضوع اصحاب اعراف هم که در این سوره آمده باید مورد توجه و دقت مضاعفی قرار گیرد چرا که همواره محل جدل اصحاب رای بوده است آیه ی ۴۸ همین سوره را بخوانید

+ نوشته شده در  جمعه 29 شهریور1387ساعت 1:8 بعد از ظهر  توسط آرش شفاعي | 
صهيونيست‌ها دورتازه اي از اقدامات نژادپرستانه خود را براي هتك حرمت و تخريب مسجد الاقصي در حالي آغاز كرده‌اند كه بتازگي سالگرد اقدام جنون‌آميز صهيونيست‌هاي افراطي را در به آتش كشيدن اين مسجد مبارك، پشت سر گذاشتيم.

صهيونيست‌ها كه در پي يافتن هيكل سليمان و بناهاي مورد ادعاي خود از سال‌ها پيش به حفر تونل در اماكن مشرف به مسجد الاقصي اقدام كرده بودند، اينك بي پرواتر از گذشته بر اين اقدامات جنون آميز دامن زده‌اند و با كندن تونل‌هايي عميق و طولاني در باب المغاربه و نزديكي ديوار غربي مسجد معروف به ديوار براق، نخستين قبله مسلمانان جهان را در آستانه تخريب قرار داده‌اند، چرا كه اين حفاري‌ها باعث سست شدن پي‌هاي مسجد و تخريب بافت تاريخي اين بناي مبارك شده است.

اين‌گونه اقدامات تاكنون با وجود اعتراض‌هاي گسترده محافل فكري و فرهنگي جهان اسلام و نيز هشدارهاي بين‌المللي به رژيم اشغالگر ادامه داشته است و به نظر مي‌رسد اسرائيل در شرايط كنوني كه بحران هاي شديد داخلي ناشي از شكست هاي بين‌المللي را تجربه مي‌كند، نابود كردن نشانه‌هاي تعلق بيت‌المقدس به مسلمانان را براي تبديل اين شهر به پايتخت رژيم غاصب  تحت حمايت نامزدهاي رياست جمهوري آينده آمريكا  به عنوان راهي براي بازيابي ابهت از دست رفته برگزيده است.

در همين حال، صهيونيست‌ها در اقدام ديگري با تهاجم به دفتر موسسه الاقصي در شهر « ام الفحم» در داخل اراضي موسوم به خط سبز، اين دفتر را تعطيل كردند و مدارك و اشياي تاريخي  و نقشه و تصاوير و نوشته‌هاي ارزشمندي را درخصوص تاريخ مسجدالاقصي و جنايات اشغالگران به يغما بردند.

اين اقدامات، نشان‌دهنده دور تازه‌اي از تلاش‌هاي اين رژيم براي پيشبرد اهداف خود در پاك كردن نشانه‌هاي اسلامي‌  از مسجد الاقصي و  مصادره تاريخ فلسطين پس از اشغال اين سرزمين به‌منظور حل و فصل موضوع قدس به عنوان يكي از بحث برانگيزترين موضوعات جاري در بحران فلسطين از طريق اقدامات تخريبي است.

مسجد الاقصي كه به تصريح قرآن مجيد، خود و پيرامونش از سوي خداوند كريم بركت داده شده است، خط قرمز مسلمانان سراسر جهان است  و هيچ مسلماني نيست كه در برابر هتك حرمت يا در بدترين وضعيت تخريب اين بناي مبارك سكوت كند.

در اين ميان، يونسكو به عنوان پاسدار ميراث تاريخي و بشري و سازماني، بايد به دور از مصلحت‌انديشي‌هاي سياسي از مواريث بشريت حمايت و به مسووليت تاريخي خود در اين خصوص عمل كند و با كنار گذاشتن سكوت منفعلانه خود در برابر تحركات صهيونيست‌ها، اقدامات عملي را براي تحت فشار قرار دادن آنها جهت پايان بخشيدن به اقدامات جنون‌آميزشان، آغاز كند. بر اين اساس، اعضاي مسلمان اين سازمان بين‌المللي بايد بيش از گذشته به فعاليت خود سرعت و تحرك بخشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط آرش شفاعي | 
جهان از صدای محمود درویش خالی شد
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط آرش شفاعي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
قابل توجه علی رضا قزوه و مرتضی امیری اسفندقه
قبیله گرایی در ادبیات ادامه دارد
يا رب از لطف تو خواهم طول عمر هاشمي
کیهان: احمدی نژاد سهوا اللسان فرمود
انتقاد شهردار از "آرپی جی زن قبراق" نماها
آغاز سال تحصیلی در دانشگاه تهران
دفاع عضو نهضت آزادی از معاون اول احمدی نژاد
مهرورزی دور هم !
محسن رضایی هم مهره دشمنان شد
تراکتور تشریفاتی برای عروس و دامادها
بعضی مدیران توانایی بریدن یک تکه پنیر را هم ندارند
رفسنجانی: برخی افراد و رسانه‌ها خود را در بهشت‌ برين مي‌بينند
نگاه مهر به "جمعه- خیابان ولیعصر"
مارکز و حوزه ی هنری کلمبیا
تخلف محرابيان محرز است
علم الهدي:شايعه در اطراف موضوع امام عصر (عج) زياد است
آجرلو به پيش
اشرف از كودتاي مرداد مي گويد
تيتر رو بخون...!
استراحت آزادانه ي دختران
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
88/07/01 - 88/07/30
88/04/01 - 88/04/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/30
85/08/01 - 85/08/30
85/07/01 - 85/07/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
85/03/01 - 85/03/31
85/02/01 - 85/02/31
85/01/01 - 85/01/31
پیوندها
همین الان دات کام
آرش شفاعي
از بيكرانه ها
يادداشتهاي آخر شب
يادداشتهاي يك دلقك
مينو بديعي
پرانتز
روزنامه نگار پارتی
نگاه مشرقي
زمين در خطر است
شاعرانه2
مهدی نورعلیشاهی
خبرنگار
روابط عمومي- وسائل ارتباط جمعي
يه قلم براي نوشتن
کیمیا
بيرجندنيوز
روابط عمومی روزنامه قدس
عصر ارتباطات
زخم زيتون
سمانه نائینی
چغوک
محمد مطلق
آش ايروني
این وبلاگ در گذشته
شيوا
ادبستان
مهدي نصيري
الناز صفات
کم کم هم زیاد است
هشدارها و دلگرمي
گوراب
سالار
ارشاد
رضا استادي
دانشجويان و دانش آموختگان بجستان
گلايه ها
لیلا ملک‌محمدی
نسبيت وتناسخ
سرزمين ايزد
رضا عظيميان
روزنامه نويسان
الهام بابا خانی
باران محسنی
شبكه خبري تحليلي بجستان
باران گنابادي
بغض پا به ماه
الهام حدادی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان